معرفی شخصیت های گیم اف ترونز : جان اسنو

جان اسنو - معرفی شخصیت های گیم اف ترونز : جان اسنو

 

  [lists sio_bgcolor=”#8224e3″ sio_type=”angle” sio_txtcolor=”#ffffff” sio_style=”circles”] توضیحات : [/lists]

سلام ، دوستان عزیز این مقاله به تحلیل و بررسی جان اسنو معرفی شده در سریال پرداخته و سرگذشت این کارکتر را طی هفت فصل بررسی میکنه درنتیجه تمام مقاله حاوی اسپویل هفت فصل گیم اف ترونز هست در صورتی که این سریال رو به صورت کامل ندید از خواندن این مقاله پرهیز کنید 🙂

[divider style=”double” top=”30″ bottom=”20″]

 

پسر حرامزاده ادارد استارک لرد شمال و مادر نامعلوم است او در وینترفل در کنار بچه های دیگر ادارد که برادر خواهر های ناتنی اش میشوند بزرگ شد و وقتی به سن رشد رسید به دیوار رفت و به برادران نگهبانی شب پیوست او یک دایروولف به نام گوست دارد ( گوست به معنی روح است که بخاطر داشتن موی سفید و چشمان قرمز این نام برایش برگزیده شده است.) جان اسنو یکی از شخصیت های اصلی داستان است.

  [lists sio_bgcolor=”#8224e3″ sio_type=”angle” sio_txtcolor=”#ffffff” sio_style=”circles”] شخصیت و ظاهر [/lists]

او بیشتر از خواهر ها و برادرهایش ویژگی‌های استارک بودن را دارد. او هیکلی لاغر و صورت کشیده ای دارد موهای قهوه‌ای دارد و چشمانش خاکستریست. او مانند استارک ها بزرگ شده و ارزش ها و سنت های شمالی را فرا گرفته است. او شمشیری والریایی دارد که لرد فرمانده دیوار یعنی لرد جئور مورمانت هدیه گرفته است. او در اواخر شورش رابرت براتیون متولد شده است ادارد استارک زمانی که از جنگ برگشت با خود بچه‌ای تازه متولد شده آورد و خواستار بزرگ شدن و پرورش وی با فرزندان خود شد، جان یک برادر بزرگتر به نام راب، دو برادر کوچکتر به نام های برن و ریکان و همچنین ۲ خواهر کوچک تر به نام های سانسا و آریا دارد. کتلین استارک همسر ادارد هیچگاه رابطه ی خوبی با جان نداشته است و همیشه او را نشانه خیانت همسرش تلقی میکند. جان بیشتر از فرزندان ادارد و کتلین به لرد استارک شباهت دارد و این مسئله باعث شده رابطه کتلین و جان بیشتر رو به تاریکی برود. اما ادارد استارک رفتاری کاملا مشابه با جان و سایر فرزندانش دارد. رابطه جان با خواهر و برادران ناتنی‌اش خوب است به خصوص با راب و آریا. اما حرامزاده بودن جان همیشه مسئله مهمش بوده است، مسئله ای که در تصمیمش برای پیوستن به نگهبانان شب بسیار موثر بوده. سازمانی که گذشته هر کس اهمیتی برای هیچکس ندارد.   [lists sio_bgcolor=”#8224e3″ sio_type=”angle” sio_txtcolor=”#ffffff” sio_style=”circles”] بررسی شخصیت ” جان اسنو ” در سریال [/lists]  

فصل اول game of thrones

در همان ابتدای سریال جان را همراه برادران ناتنی خود میبینیم در همان نگاه اول میتوانیم حدس بزنیم که رابطه میان جان برادرانش خوب است به طوری که همواره برن را در کارهایش راهنمایی میکند. جان به همراه پدر و برادرانش به مراسم اعدام فردی میروند که از دیوار فرار کرده است. بعد از مراسم اعدام و در راه برگشت آنها ۶ دایروولف پیدا میکنند که مادرشان توسط گوزنی کشته شده است ۶ دایروولف به شش فرزند لرد ادارد استارک میرسد دایروولف جان موهایی سفید با چشمانی قرمز است که توسط توله های دیگر بخاطر رنگش رانده شده بود ولی جان آن را پیدا میکند نام گوست را برای آن بر میگزیند. شاه رابرت به شمال می آید و در ورودش به وینترفل جان برای اولین بار رابرت براتیون و خانواده‌اش را میبیند. بنجن استارک عموی جان به وینترفل می‌آید و به جان پیشنهاد میدهد که به نگهبانان شب ملحق شود. جان با اشتیاق این پیشنهاد را قبول میکند و از بنجن استارک میخواهد تا با پدرش صحبت کند و او را راضی کند تا اجازه ملحق شدن جان به برادران دیوار را بدهد. رفتن جان به دیوار مسجل میشود. جان اسنو قبل از رفتنش به خواهر ناتنی کوچکش یک شمشیر کوچک هدیه میدهد و این مقدمه‌ای برای آموزش آریا بعنوان یک مبارز میشود . در راه رفتن به دیوار در راه پادشاهی زمانی که جان از ادارد استارک جدا میشود لرد استارک به جان یادآوری میکند که درست است که نام استارک ها را ندارد ولی خون استارک در رگ هایش جاریست و اینکه درباره مادرش هم در ملاقات بعدی حرف میزنند ملاقاتی که هیچوقت صورت نگرفت. تیریون لنیستر هم با جان همراه میشود تا از دیوار دیدن کند. جان اسنو همراه با بنجن استارک و تیریون لنیستر به دیوار میرسند. جان اسنو در ابتدای کارش در دیوار بخاطر حرامزاده بودنش به چشم دیگران احساس حقارت میکند ولی با گذشت زمان درمیابد حرامزاده بودن دلیلی برای شرمنده بودن نیست. او در دیوار درمیابد بیشتر افراد دیوار را دزدان طرد شدگان تشکیل میدهند. پس از فهمیدن ماجرای پیوستن بعضی از افراد به دیوار زا آن ها گرم گرفت و دوست شد دوستانی وفادار. مهمترین آنها سموئل تارلی بود. جان همیشه از دوستانش در مقابل دیگران دفاع میکند و همیشه مدافع آنها محسوب میشود و دوستانش نیز همیشه هوای او را دارند. عموی جان همراه افرادی به آنسوی دیوار میروند تا پیرامون شایعاتی که در آنسوی دیوار در جریان است تحقیق کنند. جان میخواهد که با آنها برود ولی بنجن به او یادآوری میکند که او تکاور نیست و نمیتواند اینکار را بکند. طی کمک به سموئل تارلی جان رو در روی آلیستر فرمانده مبارزان قرار میگیرد و آلیستر با او به مشکل بر میخورد. اسب بنجن استارک برمیگردد ولی اثری از خود بنجن و یا همراهانش وجود ندارد. بعلت خصومتی که آلیستر با جان داشت بجای اینکه او را در گروه تکاوران بگذارد به عنوان پیشکار برمیگزیند. جان برای رفتن به آنسوی دیوار و پیدا کردن عمویش میخواست که یک تکاور بشود ولی در آخر تسلیم تصمیم فرماندهانش میشود. لرد فرمانده جئور مورمانت او را به عنوان پیشکار شخصی خود برگزید جان و سموئل تارلی به پیشگاه درخت نیایش در آنسوی دیوار میروند و سوگند برادری نگهبانان شب را میخوانند و تبدیل به برادران نگهبانی شب میشوند. در راه برگشت دو جسد پیدا میشود که متعلق به افراد بنجن استارک هستند. اجساد به دیوار آورده میشوند . شبهنگام جان و دایروولفش گوست لرد فرمانده را از دست اجسادی که زنده شده اند نجات میدهد. سموئل تارلی به آنها میگوید که اجساد توسط وایت واکر ها لمس شده‌ بودند و آتش تنها راه کشتن آنهاست او این مطلب را در کتابی قدیمی خوانده بوده. لرد فرمانده برای قدردانی از جان بخاطر نجات جانش شمشیر نیایی خاندان خود را که از فلز والریایی درست شده است و نامش چنگال دراز است را به جان هدیه میدهد و قبضه شمشیر را از خرس به گرگ تغییر میدهد. زمانی که خیانت ادارد استارک اعلام میشود و راب استارک ارتش شمال را برای آزادی پدرش به سمت جنوب رهبری میکند. بعد از شنیدن مرگ لرد ادارد استارک جان سعی میکند از دیوار فرار کند ولی دوستانش مانع اینکار میشوند و او را به دیوار برمیگردانند. لرد مورمانت فردای آن روز به جان یاد آوری میکند جنگ پادشاهان وستروسی در مقابل جنگی که در شمال دیوار در جریان است چیزی نیست و به جان میگوید که میخواهد او را همراه خود به آنسوی دیوار ببرد. لرد فرمانده مورمانت همراه افراد زیاد و جان به شمال دیوار حرکت میکنند.  

فصل دوم game of thrones

گروه نگهبانان در شمال دیوار به خانه کاستر میرسند کسی که با دختران خود ازدواج میکند و آن دختر ها دختر های بیشتری برایش میاورند. کاستر اولین وحشی محسوب میشود که جان او را از نزدیک میبیند. کاستر به لرد فرمانده میگوید که در شمال شخصی به نام منس ریدر در تدارک ارتشی برای حمله به دیوار است. (منس ریدر زمانی برادری از نگهبانان شب بود ولی قسم خود را شکست و به وحشی ها ملحق شد او در جریان سریال پادشاه آنسوی دیوار است.) سموئل تارلی یکی از دختران کاستر یعنی گیلی را پیش جان می آورد، گیلی از جان میخواهد تا بچه او را که در شکمش است را نجات دهند جان علت را جویا میشود و گیلی میگوید بچه اگر پسر باشد از بین میرود. جان شب زمان نگهبانی به راز کاستر پی میبرد، جان بعد از تعقیب کاستر میفهمد نوزادان پسر پیشکش وایت واکر ها میشوند و جان برای اولین بار یک وایت واکر را میبیند. کاستر جان را غافلگیر میکند و جان دستگیر میشود به دنبال اینکار کاستر گروه را از خانه‌اش بیرون میکند. جان به طور داوطلبانه به گروه گشت زنی کورین نصفه دست میپیوندد. در میانه راه به جان دستور داده میشود که یک وحشی را بکشد ولی جان نمیتواند اینکار را بکند و بخاطر تعللش قربانی فرار میکند و جان بخاطر تعقیب او گروه را گم میکند ، آن وحشی دختری به نام ایگریت است. دختر او را به سمت تله میبرد و جان اسیر وحشی ها میشود. کورین نصفه دست هم اسیر شده است. وحشی ها آنها را به پیش منس ریدر میبرند در راه نصفه دست به جان میگوید که باید او را بکشد و در میان وحشی ها جاسوسی کند. جان نصفه دست را میکشد.  

فصل سوم game of thrones

جان به دیدار منس ریدر میرود و بعد از صحبت با او منس او را در جامعه شان میپذیرد. جان پی میبرد وحشی ها با هم متحد شده اند تا به جنوب دیوار بروند چون از یک چیزی در شمال فرار میکنند. در راه رفتن به دیوار جان همراه منس ریدر و ایگریت اسب های مرده ای پیدا میکنند که متعلق به نگهبانان شب هستند ولی ردی از سوار هایشان نیست منس ریدر میگوید آنها توسط وایت واکر ها کشته شده اند و به ارتششان ملحق شده اند. منس دستور میدهد تورموند به همراه افرادی و جان از دیوار بالا بروند. جان و ایگریت عاشق هم میشوند و جان سوگند خود مبنی بر عدم رابطه با زن ها را میشکند. جان همراه بقیه افراد از دیوار بالا میروند. در جنوب دیوار جان را مجبور میکنند که یک پیرمرد را بکشد ولی اینکار را نمیکند و با کشتن چند تن از وحشی ها فرار میکند در راه فرار بوسیله عشقش ایگریت زخمط میشود ولی خودش را به کسل بلک میرساند.  

فصل چهارم game of thrones

جان نگهبانان را از وجود ارتش وحشی ها آگاه میکند (در این میان خبر مرگ راب استارک برادر بزرگترش را میشنود.) چند تن از همراهان لرد فرمانده مورمانت به کسل بلک میرسند و ماجرای کشته شدن مورمانت و یاغی شدن برادران نگهبانی به مردان دیوار میگویند جان مسرانه میخواهد به شمال برود و آنها را بکشد چون ممکن است آنها به دست منس ریدر بیافتند و اطلاعات دیوار را به او بگویند. جان همراه چند تن از دوستان خود به شمال دیوار میرود و یاغی ها را میکشد و کلبه کاستر را میسوزاند. جان همراه افرادش به دیوار برمیگردند و به مردان دیوار میگوید که ارتش منس نزدیک است. شب حمله فرا میرسد ، وحشی ها به دیوار حمله میکنند مردان دیوار به فرماندهی جان در مقابل این حمله مقاومت میکنند و وحشی ها را برای یک شب شکست میدهند. تلفات زیادی به نگهبانان شب وارد میشود پیپ و گرین دوستان جان در این شب میمیرند. در این شب ایگریت معشوقه جان در دستان او جان میدهد و یکی از غم‌انگیز ترین لحظه های سریال را رقم میزند. فردای آن شب جان به امید کشتن منس به شمال دیوار و پیش وی میرود منس مدعی میشود که شیپور زمستان را در اختیار دارد و با آن میتواند از دیوار عبور کند در میان گفتگوی میان آنها استنیس براتیون با لشکرش سر میرسند و وحشی ها را تار و مار میکنند. جان جنازه ایگریت را به شمال دیوار میبرد و در پیشگاه درخت نیایش میبرد و طبق رسم آنها او را میسوزاند.

فصل پنجم game of thrones

استنیس از جان میخواهد که با منس ریدر حرف بزند و او را راضی کند تا او جلوی استنیس زانو بزند و ارتش وحشی خود را در اختیارش قرار دهد و او را در حمله به وینترفل همراهی کند در عوض او هم وحشی ها را شهروندان قانونی وستروس اعلام میکند. منس ریدر قبول نمیکند که در مقابل استنیس زانو و استنیس او را آتش میزند ولی جان نمیگذارد که منس درد بکشد و با یک تیر جان او را میگیرد. استنیس به جان پیشنهاد میدهد که جلوی او زانو بزند و او هم جان را یک استارک بنامد و او را لرد وینترفل اعلام بکند جان علارغم اینکه همیشه این را میخواسته ولی این پیشنهاد را رد میکند چون او یک نگهبان قسم خورده دیوار است و نمیتواند قسم خود را بشکند. در شب رای گیری برای برای انتخاب لرد فرمانده جدید سموئل تارلی جان اسنو را بعنوان کاندید معرفی میکند و جان بعد از رای گیری بعنوان ۹۹۸امین لرد فرمانده دیوار انتخاب میشود . جان با تورموند که یک وحشی اسیر است و زمانی دست راست منس ریدر بود حرف میزند و علارغم مخالفت شدید برادران نگهبان شب به شمال دیوار میرود تا وحشی ها را به سمت دیوار بیاورد. در نبود جان استاد ایمون استاد دیوار و یکی از حامیان اصلی جان میمیرد. جان و تورموند به مقر وحشی ها میرسند و پس از راضی شدن وحشی ها برای همراهی آنها آماده حرکت به دیوار میشوند ولی قبل از آن شاه شب و ارتش مردگان سر میرسند و آنها را غافلگیر میکنند تعداد زیادی از وحشی ها میمیرند جان با یک وایت واکر میجنگد و او را با شمشیرش میکشد او برای اولین بار شاه شب را میبیند و شاهد زنده شدن مرده ها توسط او میشود. جان سموئل تارلی را برای آموختن علم استادی به سیتادل میفرستد یک شب هنگامی که جان مشغول مطالعه است اُلی پیشکار جان به پیشش می‌آید و خبری از عمویش می آورد و او را به سوی تله میبرد آن جا چند تن از نگهبانان شب با گفتن جمله ” بخاطر نگهبانان شب ” او را میکشند. سر آلیستر و اُلی از جمله این افراد هستند.  

فصل ششم game of thrones

جان اسنو توسط بانوی مو قرمز ملیساندرا زنده میشود و تمامی افرادی که او را کشته بودند را اعدام میکند شنل فرماندهی را کنار میگذارد و تصمیم میگیرد تا دیوار را ترک کند. روز رفتن دروازه ها باز میشوند و ورود بانویی اعلام میشود جان به دیدن بانو میرود و متوجه میشود که آن بانو سانسا استارک خواهرش است آن دو بعد از سال ها دوری همدیگر را ملاقات میکنند. سانسا جان را راضی میکند تا به وینترفل حمله کنند و آنجا را از بولتون ها پس بگیرد. جان وحشی ها را با خود همراه میکند همچنین چند خاندان از شمال هم به او میپیوندند از جمله آنها لیانا مورمانت از خاندان مورمانت و حاکم جزیره خرس است. ارتش های جان و رمزی دو حرامزاده از خاندان هایشان رو در روی هم قرار میگیرند.بخاطر همین این جنگ به نبرد حرامزادگان معروف میشود. قبل از جنگ رمزی ریکان استارک برادر جان را میکشد و جان بی مهابا به ارتش رمزی حمله میکند این اتفاق باعث میشود نظم ارتش جان به هم بریزد و آن ها در آستانه شکست قرار میگیرند ولی در لحظه های آخر شوالیه های ویل از راه میرسند و جنگ را برمیگردانند شوالیه های ویل توسط سانسا و به پیشنهاد لرد پیتر بیلیش به جنگ وارد شده بودند. رمزی شکست میخورد و وینترفل توسط جان تسخیر میشود و دوباره پس از سال ها پرچم استارک در وینترفل به احتزاز در میاید. لرد های شمالی جان را به عنوان شاه شمال انتخاب میکند.  

فصل هفتم game of thrones

جان به همراه خواهرش سانسا و مشاورش سر داووس  در صدد متحد کردن خاندان های شمالی و وحشی هاست تا در کنار هم در مقابل ارتش مردگان بیاستند جان نامه ای از سموئل تارلی دریافت میکند که دراگون استون معدنی از شیشه اژدها دارد همان چیزی که برای کشتن وایت واکرها لازم است. در همین زمان دنریس تارگرین پس از سال ها وارد وستروس میشود و به پیشنهاد ملیساندرا بانوی مو قرمز و به توصیه تیریون لنیستر جان را به دراگون استون احظار میکند. جان اسنو به محضر دنریس میرسد و او را از خطر ارتش مردگان آگاه میکند و از او اجازه استخراج شیشه اژدها را از معادن دراگون استون میکند ولی دنریس حرف های جان را باور نمیکند و از او میخواهد تا جلویش زانو بزند و او را ملکه خود بنامد ولی جان قبول نمیکند ولی دنریس برای متحد کردن جان با خود و به پیشنهاد تیریون لنیستر اجازه استخراج شیشه اژدها را میدهد. بعد از ملاقات ها و مکالمات های زیاد میان دنریس و جان ، دنریس حرف های جان مبنی بر وجود ارتش مردگان را باور میکند و با جان متحد میشود و تصمیم میگیرد قبل از بدست آوردن تاج و تخت آهنین خطر ارتش مردگان را رفع کند. [ در صحنه ای مهم از قسمت ۵ فصل ۷ game of thrones میبینیم دروگون بزرگترین اژدهای دنریس به سمت جان میاید و به جان اجازه میدهد او را لمس کند. (اژدهایان فقط به صاحبان خود که اعضای خاندان تارگرین هستند اجازه این کار را میدهند). ] جان و دنریس تصمیم میگیرند سرسی لنیستر را هم در این راه با خود همراه کنند. تیریون پیشنهاد میدهد که سرسی لنیستر اگر عضوی از ارتش مردگان شاه شب را ببیند قبول میکند که جنگ را کنار بگذارد و به آنها کمک کند. جان به همراه چند تن به شمال دیوار میروند. افرادی که جان را همراهی میکنند عبارت اند از گندری، جوراه مورمانت، سگ شکاری(سندور گلکان)، بریک دانداریون، تورموند و توروروس از میر. جان و همراهان بعد از دستگیری یک مرده توسط ارتش مردگان در تله می‌افتند. بعد از چند روز ارتش مردگان به سمت آنها حرکت میکنند و جنگ میان آنها شروع میشود آنها در حال شکست هستند که دنریس به همراه اژدهایانش به کمک آنها می‌آید و همگی آنها بجز جان نجات پیدا میکنند. ( در این میان یکی از اژدهایان دنریس توسط شاه شب کشته میشود ) جان به کمک عمویش بنجن استارک از مهلکه میگریزد.در آخرین قسمت سریال game of thrones جان و دنریس به همراه افرادشان به مقر فرماندهی میروند تا با سرسی مذاکره کنند. سرسی بعد از دیدن زامبی تحت تاثیر قرار میگیرد اما بعد از فهمیدن زانو زدن جان مقابل دنریس از متحد شدن با آنها پرهیز میکند ولی بعد از شنیدن صحبتهای برادرش تیریون با متارکه جنگ میکند و به آنها قول همکاری میدهد. در مقر فرمانروایی مکالماتی میان جان و دنریس صورت میگیرد که مهمترین آنها مبنی بر نازایی دنریس است ولی جان به دنریس امید میدهد و یاد آور میشود که دنریس نباید ناامید شود. بعد از جلسه مذاکره جان و دنریس به سمت وینترفل حرکت میکنند.جان و دنریس بعد از این اتفاقات عاشق هم میشوند، در آخرین سکانس های جان در سریال میبینیم که او به کابین دنریس میرود و با او همخواب میشود … همزمان با این اتفاق در شمال سموئل تارلی و برن استارک که عنوان کلاغ سه چشم را دارد و میتواند اتفاقات گذشته و حال را ببیند بزرگترین راز سریال را بر ملا میکنند. این راز به شرح زیر است : ریگار تارگرین پدر جان و لیانا استارک مادر اوست و آنها عاشق هم بوده‌اند و ماجرای ربودن و تجاوز به لیانا استارک توسط ریگار تارگرین دروغ بوده است. لیانا استارک و ریگار تارگرین با هم فرار میکنند و بعد از آن با هم ازدواج میکنند. بر اساس این جان حرامزاده نبوده و یک تارگرین است و وارث بر حق تخت آهنین. لیانا قبل از مرگش این راز را به ادارد استارک گفته بوده و اینکه نام اصلی جان اگان تارگرین است لیانا از ادارد خواهش کرده بوده که بچه اش را سالم نگه دارد و ادارد برای اینکه او در امان باشد او را حرامزاده خود از یک زن نا معلوم معرفی کرده بوده است.

جان اسنو

[divider style=”double” top=”30″ bottom=”20″]

نویسنده مقاله [ Author ] : وحید

[lists sio_bgcolor=”#dd3333″ sio_type=”heart” sio_txtcolor=”#ffffff” sio_style=”circles”]امیدوارم که از خوندن این مقاله لذت کافی رو برده باشید ، به نظر شما جان اسنو پس از فهمیدن هویت واقعی خودش که یه تارگرین هست و حرامزاده استارک نیست چه عکس العملی نشون میده ؟ عکس العمل دنریس بعد از فهمیدن این قضیه به نظرتون چطوریه ؟ [/lists]

[btn btnlink=”https://t.me/joinchat/AAAAAEPuXtvlwS8zQ88HqA” btnsize=”full” bgcolor=”#8224e3″ txtcolor=”#ffffff” btnnewt=”1″ nofollow=”1″]کانال تلگرام فن گات[/btn]

معرفی شخصیت های گیم اف ترونز : جان اسنو
نظرات تعداد دیدگاه های تایید شده : 4 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 thoughts on “معرفی شخصیت های گیم اف ترونز : جان اسنو”

  1. anyone گفت:

    واقعا جذاب بود کلا جان عالیه امیدواریم بتونن جنگ بزرگو به خوبی پیروز شن

  2. Mя.ƝσƁσɗу گفت:

    مقاله خوبی بود
    تمام نکات در مورد جان اسنو ذکر شده بود و تقریبا چیزی رو جا نداخته بودید😎😎

  3. S.a.y.n.k.o.n گفت:

    😑

  4. Яzï گفت:

    عالی عالی منتظر مقاله های دیگتونم هستیم😅😄🌹

near_me